تبلیغات
پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مجموعه جلسات قرآنی بصائر






ویژه نامه شهادت حضرت زهرا (س) : زندگینامه حضرت زهرا (س)


    ولادت حضرت زهرا (س)


    پنج سال از بعثت پیامبر اكرم (ص) مى‏گذشت و خانه او در انتظار نوزادى مبارك به سر مى‏بُرد؛ نوزادى كه قبل از انعقاد نطفه‏اش، پیامبر خدا (ص) مأمور به كناره‏گیرى از همسرش خدیجه شد و چهل روز تمام به روزه روز و عبادت شب گذراند و در چهلمین روز تنهایى‏اش، طعامى الهى و آسمانى فرود آمد رسول خدا (ص) از آن تناول كرده، به سوى خدیجه شتافت نوزادى كه وقتى مادرش خدیجه تنها شده بود و زنان مكّه به سبب ازدواج او با پیامبر (ص) ، از وى دورى مى‏كردند و احترامش نمى‏گذاردند، از درون رَحِم با مادر خود سخن میگفت و انیس و مونس او بود

    نوزادى كه هنگام ولادتش، زنان قریش و بنى‏هاشم، حاضر به قابلگى مادرش نمى‏شدند و چون خدیجه غمگین مى‏شود، به ناگاه چهار زن را در مقابل خود مى‏بیند یكى از آنان چنین مى‏گوید اى خدیجه غم مخور؛ خداوند ما را به سوى تو فرستاده است و ما خواهران توایم، من ساره‏ام و این دیگرى آسیه كه رفیق تو در بهشت است و دیگرى مریمِ بنت عمران است و چهارمى كلثوم، خواهر موسى بن عمران؛ خداوند ما را براى زایمان تو مأمور ساخته است نوزاد به دنیا مى‏آید در حالى كه طاهر و پاكیزه است و شرق و غرب عالم را به نور خویش، نور مى‏بخشد نام او را فاطمه نهادند و زهرا، صدّیقه، طاهره، محدّثه، مباركه، راضیه، مرضیّه و زكیّه لقب گرفت .


    دوران كودكى حضرت زهرا (س)

    فاطمه س در زمانى چشم به جهان گشود كه هر چه پیامبر (ص) در خواندن مردم به سوى خدا بیشتر مى‏كوشید، دشمنان نیز در آزار و شكنجه او و یارانش تلاش بیشترى مى‏كردند در حادثه غم‏انگیز شعب ابوطالب كه مسلمانان تا سه سال در میان كوهى محاصره شده بودند و از رسیدن آب و آذوقه به آنان جلوگیرى مى‏شد، فاطمهس نیز چون كودكان گرسنه دیگر به خود مى‏پیچید و رنج مى‏بُرد پس از رهایى از شعب ابوطالب نیز، فاطمهس شاهد دشمنى‏هاى مشركان با پدرش بود و چون مادرى مهربان با رسول خدا (ص) رفتار مى‏نمود؛ خاكستر از سر و رویش مى‏شست و بر زخم‏هاى بدن مطهّرش مرهم مى‏گذاشت او بارها شاهد چهره خونین و پیكر مجروح پدر بود
    فاطمه س نظاره‏ گر روزى بود كه پدرش به طایف رفت و اهل آن را به خدا دعوت كرد ولى حتّى یك نفر پاسخ مثبت به آن حضرت نداد فاطمه س شاهد مرگ مادرش، خدیجه بود، در حالى كه از مال دنیا هیچ نداشت پس از آن كه ثروتمندترین زن زمان خود بود
    فاطمه س در نخستین سال‏هاى زندگى با چنان مصائب و مشكلاتى روبرو بود كه در تاریخ كمتر كسى را مى‏توان همانند او یافت
    هنگام رویداد لیلة المبیت كه كفّار، خانه پیامبر (ص) را محاصره كردند و میخواستند وى را به قتل برسانند، فاطمه س كه هشت سال بیش نداشت، ناظر بر ماجرا بود
    وقتى پیامبر اكرم (ص) به مدینه هجرت كرد، على ع به سفارش پیامبر (ص) خانواده آن حضرت را به سوى مدینه حركت داد كه در میان آنان، كودكى هشت ساله به نام زهرا وجود داشت در این سفر كه سرپرستى آن با على ع بود، كفّار به تعقیب خاندان پیامبر (ص) و بنی هاشم پرداختند و درصدد جلوگیرى از پیوستن آنان به پیامبر (ص) بودند كه با مقابله على ع ، ناكام گردیدند در تمام این سفر، فاطمه س همراه زنان و دختران دیگر، رنج‏هاى بسیارى متحمّل شد فاطمهس پس از هجرت به مدینه نیز شاهد وقایع و رویدادهاى بزرگى بود و بدین ترتیب شخصیّتش هر روز كاملتر می‏شد در جنگ اُحد كه نبرد به زیان مسلمانان در جریان بود، فاطمه س نیز شركت داشت و به مداواى زخم‏هاى بدن پیامبر (ص) و اصلاح شمشیر آن حضرت و یارانش مى‏پرداخت


ازدواج حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا س پس از هجرت به مدینه، به سنّ و سال ازدواج رسیده بود و از جانب بزرگان اصحاب مورد خواستگارى قرار گرفته بود ولى پیامبر اكرم (ص) امر ازدواج آن حضرت را به خداوند موكول كرده بود از آنجا كه فاطمه س داراى شخصیّتى ارزشمند و بینظیر بود و مراتب فضل و برتریش بر همگان آشكار و پیامبر (ص) علاقه بسیار زیادى به وى ابراز مى‏نمود، همه مى‏دانستند كه رسول خداص در انتظار شخصى است كه هم‏شأن دخترش زهرا س باشد؛ به همین علّت، ابوبكر و عمر كه قبلاً از فاطمه  س خواستگارى كرده، جواب ردّ شنیده بودند، با مشورتى كه با سعد بن معاذ كردند به این نتیجه رسیدند كه شخص مورد انتظار پیامبر ص كسى جز على ع نیست آنان به دنبال على ع رفتند و پس از یافتن آن حضرت، نتیجه مشورت خود را به عرض ایشان رساندند على ع نیز پیشنهاد آنان را پذیرفت و با خوش‏حالى به سوى خانه پیامبر اكرم ص رفت ولى شرم و حیا مانع صحبت او بود و مهر سكوت بر لب گزارده بود رسول خدا ص سكوت مجلس را شكست و فرمود گویا براى كارى آمده‏اى؟ على ع شروع به گفتن سوابق خود در اسلام و ایمان به رسول خداص كرد و فعالیت‏هاى خویش در راه اسلام را یادآور

شد رسول خدا ص سخنان او را تأیید كرده، فرمود از آنچه گفتى برترى سپس على ع مقصود خویش را از آمدن بیان كرده، فاطمه س را از پیامبر اكرم ص خواستگارى كرد پیامبرص در جواب او فرمود درخواست شما را با دخترم در میان میگذارم رسول خداص به اتاق فاطمهس رفت و با ذكر سوابق على ع و خدمات ارزنده‏اش به اسلام و پیامبرص موضوع خواستگارى را مطرح ساخت فاطمه س سكوت كرد، امّا روى برنگرداند پیامبر ص رضایت را در سكوت او دید و فرمود اللّه اكبر، سكوت او نشانه رضایت اوست

    مهریه حضرت زهرا (س)


    بعد از آن كه فاطمه به ازدواج با على ع رضایت داد، پیامبر اكرم ص به على ع فرمود آیا چیزى دارى تا تو را بوسیله آن تزویج كنم؟ على ع گفت پدر و مادرم فداى تو، به خدا سوگند چیزى از من بر تو پنهان نیست، شمشیر دارم و زرهى و نیز شترى كه با آن آب میكشم و چیز دیگرى ندارم حضرت فرمود شمشیر براى جهاد مورد نیاز توست و شتر در آب رسانى به نخلستان و خانه‏ات و باركشى در سفر، مورد نیاز است، لكن تو را در مقابل آن زره تزویج مى‏كنم و به آن راضیم على ع زره را چهارصد تا پانصد درهم فروخت و پول آن را به عنوان مهریه در اختیار پیامبر اكرم ص قرار داد.

    جهیزیّه حضرت زهرا (س)

    پیامبر اكرمص پولى را كه از على ع گرفته بود در اختیار اصحاب گذاشت تا براى فاطمهس و على ع اثاث منزل و عطر خریدارى كنند اصحاب نیز بنا بر فرموده رسول خداص اثاثیه ‏اى به شرح زیر تهیّه كردند
    1 پیراهنى به بهاى هفت درهم؛
    2 یك روسرى به بهاى یك درهم؛
    3 قطیفه‏اى مشكى؛
    4 تخت عربى از چوب و لیف خرما؛
    5 دو تُشك از كتان مصرى؛
    6 چهار بالش؛
    7 پرده؛
    8 حصیر هجرى؛
    9 دستاس؛
    10 طشت بزرگ؛
    11 مشكى از پوست؛
    12 كاسه چوبى؛
    13 ظرفى از پوست؛
    14 آفتابه؛
    15 ظرف بزرگ مسى؛
    16 چند كوزه؛
    17 بازوبندى از نقره یاران پیامبرص وقتى وسایل خریدارى شده را خدمت آن حضرت آوردند، فرمود خدایا زندگى را بر كسانى كه بیشتر ظروف آن‏ها را سفال تشكیل مى‏دهد مبارك گردان .


    مجلس عقد حضرت زهرا (س)


    از آنجا كه پیامبر ص علاقه داشت مراسم عقد زهرا س و على ع در مسجد واقع شود، به على ع فرمود جلوتر از من برو؛ من به مسجد می ‏آیم و تو را در حضور مردم ترویج مى‏كنم و فضایل تو كه موجب شادیت و شادى دوستانت مى‏شود را بیان خواهم كرد على ع با سرعت و در كمال خوش‏حالى به سوى مسجد رفت و در پى او رسول خدا ص نیز با سرور و شادى فراوان وارد مسجد شد پیامبرص بلال، مقداد و سلمان را طلب كرد و به آنان فرمود به همه مناطق مدینه بروید و مهاجرین و انصار و مسلمین را جمع كنید چنین كردند و مسجد پر از جمعیّت شد پیامبر ص بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى خداوند در ضمن خطبه ‏اى قرّاء فرمود خداوند متعال به من فرمان داده تا دخترم فاطمه را به برادر و پسر عمویم و سزاوارترین مردم به خودم، على بن ابیطالب تزویج كنم به خداى عزّوجل

    قسم كه او خود، على را در آسمان به فاطمه تزویج كرده و ملائكه را شاهد گرفته است و به من فرمان داده تا او را در زمین تزویج كنم و شما را شاهد و گواه بر آن بگیرم پیامبر اكرمص پس از ایراد خطبه، نشست و به على ع فرمود كه بایست و خطبه بخوان على ع نیز خطبه‏اى ایراد فرمود و جریان ازدواج خود با حضرت زهراس و مهریه ایشان را بیان كرد و سپس مسلمانان تبریك گفتند و براى ایشان دعا كردند

    جشن عروسى حضرت زهرا (س)


    یك ماه از مراسم عقد فاطمه س مى‏گذشت و شرم و حیا به على ع اجازه نمى‏داد كه براى عروسى اقدام كند روزى زنان پیامبر ص به على ع گفتند آیا از پیامبر بخواهیم كه مراسم عروسى فاطمه برپا شود؟ على ع فرمود این كار را انجام دهید زنان، خدمت پیامبر ص رفتند و امّ ایمن شروع به سخن كرده، گفت اى رسول خدا ص اگر خدیجه زنده بود از زفاف و عروسى فاطمه خوش‏حال میشد و على نیز همسر خود را طلب میكند؛ چشمان فاطمه را به شوهرش روشن گردان و كار او را به انجام رسان و چشمان ما را نیز به این سبب روشن فرما رسول خداص فرمود چرا على همسرش را طلب نمى‏كند؟ من منتظر هستم على ع كه در مجلس حاضر بود گفت حیا، از من جلوگیرى میكرد پیامبرص رو به زنان كرده، فرمود در خانه من اتاقى براى دختر و پسر عمویم مهیّا كنید و هم‏چنین به همسران خود فرمود كه فاطمه را تزیین كنند و كارهاى مربوط به وى را انجام دهند و سپس رو به على ع نموده، گفت براى عروسى ولیمه‏اى لازم است با این ده درهم خرما و روغن و كشك تهیّه كن سعد بن معاذ نیز گوسفندى آورد پیامبر ص آستین خود را بالا زد و با دست‏هاى مبارك خویش طعامى نیكو آماده ساخت و سپس به على ع فرمود هر كه را مى‏خواهى دعوت كن على ع به مسجد رفت و اصحاب زیادى از پیامبرص را مشاهده كرد و خطاب به همه آنان گفت رسول خدا را اجابت كنید عدّه بسیار زیادى به سوى خانه رسول اللّه ص آمدند در حالى كه غذا، خیلى كم‏تر از آن بود كه به همه آنان برسد پیامبرص شروع به ریختن غذا در ظرف‏ها كرد و عبّاس، حمزه، عقیل و على ع به پذیرایى از مردم پرداختند
    همه مردم از غذا تناول كردند بدون این‏كه از آن كم شود سپس پیامبر ص كاسه‏هاى بزرگى طلبید و آن‏ها را براى فقراى مدینه كه در مجلس حاضر نبودند، پر از غذا كرد و كاسه‏اى دیگر نیز از غذا پر كرد و فرمود این براى فاطمه و شوهر اوست
    بعد از آن كه آفتاب غروب كرد، رسول خدا ص به امّ سلمه فرمود فاطمه را بیاور فاطمه در حالى كه عرق حیا از چهره‏اش سرازیر بود وارد شد و از شدّت خجالت پایش لغزید پیامبرص با مشاهده این صحنه فرمود خداوند تو را از لغزش در دنیا و آخرت نگاه دارد
    زهراس مقابل پیامبر ص ایستاد حضرت، نقاب از چهره منوّرش برداشت و على ع خورشید جمال فاطمه را مشاهده كرد پیامبرص دست فاطمه را گرفت و در دست على ع گذاشت و فرمود خداوند ازدواج دختر رسول خدا با تو را مبارك گرداند على، فاطمه خوب همسرى است و خطاب به فاطمه گفت دخترم؛ فاطمه، على خوب شوهرى است پس از اتمام مراسم، رسول خداص على ع و فاطمه را با تشریفات خاصّى به خانه خودشان فرستاد و خود نیز به آنجا آمد و پس از سفارش‏هایى به آن دو، از خانه خارج شد.


    حضرت زهرا (س) در خانه على (ع)


    خانه على ع به نور وجود فاطمه روشن شد و این دو گل زیباى الهى در كنار یكدیگر ساكن گردیدند خانه زهرا و على، كانون مهر و محبّت دو شخصیّت گران‏بها و دو یار و یاور رسول خدا ص شده بود فاطمه س على ع را به عنوان سرور اوصیا و برترین مردم پس از پیامبر ص و صاحب مقامى والا نزد خداوند مى‏دانست و على ع نیز از عظمت و بزرگى زهراس آگاه بود و می‏دانست كه او سرور زنان جهان است و شفاعتش نزد خداوند متعال مورد قبول واقع مى‏شود هر یك از آن دو بزرگوار، مسؤولیتى را براى اداره خانه به عهده گرفته بود و از روز اوّل، پیامبر اكرم ص وظایف آنان را این گونه تقسیم كرده بود على ع باید خانه را بروبد و آب بیاورد و دادن نفقه نیز از وظایف اوست فاطمه باید آرد فراهم كند و خمیر درست كرده، نان بپزد و تربیت فرزندان و انجام امور آنان نیز به عهده فاطمه

    باشد
    بدین ترتیب وظایف سنگینى بر دوش حضرت زهرا س قرار داشت كه موجب خستگى زیاد براى آن حضرت میشد، به همین سبب روزى از سنگینى كار به پیامبر خداص شِكوه كرده، درخواست خدمتگذار كرد رسول خداص به وى فرمود من به تو چیزى می آموزم كه بیشتر از خدمتگزار به تو سود رساند فاطمه پرسید آن چیست؟ پیامبر خداص فرمود هنگامى كه از نماز فارغ شدى پیش از آن كه به چپ و راست خود بنگرى، 34 مرتبه اللّه اكبر، 33 مرتبه الحمد للّه و 33 مرتبه سبحان اللّه بگو؛ وقتى چنین كنى خداوند نیرو و نشاط به تو عنایت مى‏كند آن‏گاه پیامبر ص به او نگریست و فرمود آیا به این خرسندى؟ فاطمه س پاسخ داد آرى اى رسول خدا خرسندم پس از گذشت مدّتى، پیامبر اكرمص فضّه را براى خدمت به حضرت زهراس به خانه ایشان فرستاد یكى دیگر از كارهایى كه فاطمه به عهده داشت، وساطت میان رسول خداص و زنان مسلمان بود زنانى كه در مسائل شرعى مشكلى داشتند، مشكل خود را از طریق فاطمهس به پیامبرص منتقل مى‏كردند و بدین ترتیب از وظیفه شرعى خود آگاه می‏شدند.


    رفتار زهرا (س) با همسرش على (ع)



    زندگى مشترك على ع و فاطمه هنگامى آغاز شد كه نبرد نظامى پیامبر ص با كفّار و مشركان آغاز شده بود و جنگ بدر به تازگى پایان یافته بود
    علىّ بن ابی ‏طالب ع، سردار بزرگ سپاه پیامبرص بود كه در تمام آن‏ها حضور داشت و تنها در جنگ تبوك به عنوان جانشین پیامبرص در مدینه باقى ماند بدین سبب، همسر باوفاى على ع علاوه بر وظایف عادى خود، وظیفه سنگین دیگرى نیز به دوش خود داشت او باید خانه را چنان اداره میکرد كه فكر و ذهن على ع از جهت خانه راحت باشد و نگران اهل آن نباشد
    پس از پایان هر جنگ، على ع با پیكرى مجروح و خونین و خسته از شدّت جنگ، به خانه باز مى‏گشت و در چنین حالى زهراس به استقبال او مى‏رفت و به وى رسیدگى مى‏كرد، مرهم بر زخم‏هایش مى‏گذاشت و شجاعت و دلیرى وى را تحسین مى‏كرد و بدین ترتیب خستگى از جسم او مى‏برد و آرامشى به روحش مى‏داد از ویژگى‏هاى فاطمه این بود كه همگام با على ع مشكلات زندگى را تحمّل مى‏كرد و لب از شكایت فرو مى‏بست و بلكه بالاتر از آن، درخواستى از على ع نمى‏كرد روزى على ع از فاطمه پرسید آیا چیزى دارى؟ فاطمه گفت به خدا قسم كه سه روز است چیزى ندارم تا از شما پذیرایى كنم على ع پرسید پس چرا به من خبر ندادى؟ فاطمه گفت زیرا رسول خداص مرا از این كه چیزى از تو بخواهم نهى كرد و فرمود از پسر عمویت چیزى مخواه، اگر چیزى آورد كه آورد وگرنه از او درخواست مكن على ع از منزل بیرون رفت و از شخصى، یك دینار قرض كرد در راه بازگشت به خانه با مقداد بن اسود روبرو شد و علّت بیرون آمدن وى را از خانه در آن هنگام شب جویا شد مقداد گفت خانواده‏ام از شدت گرسنگى گریه مى‏كردند و من طاقت دیدن آن صحنه را نداشتم و از خانه بیرون آمدم على ع جریان خود را نقل كرد و یك دینار را به مقداد داد و خود دست خالى روانه خانه شد و پیامبر اكرم ص نیز میهمان آنان شد وقتى به خانه رسیدند، ظرفى پر از غذا را در آنجا دیدند و فاطمه را در حال نماز خواندن مشاهده كردند پس از آن كه نماز حضرت زهرا س به پایان رسید، على ع از وى پرسید این از كجا برایت آمده است؟ فاطمه پاسخ داد از جانب خداست و خداوند هر كه را بخواهد، بدون حساب روزى مى‏دهد رسول خداص به على ع فرمود یا على این به جاى دینار توست كه به مقداد دادى و پاداش دینار تو از جانب خداست و خدا به هر كه خواهد روزى بى‏حساب مى‏دهد سپس رسول خداص گریان شد و فرمود حمد و سپاس خداوندى را كه شما را از دنیا بیرون نبرد تا آن كه تو را به منزله زكریّا گردانید و فاطمه را به منزله مریم، دختر عمران.


    حضرت زهرا (س) و تربیت فرزندان


    از وظایف سنگینى كه حضرت زهراس به عهده داشت، رتق و فتق امور فرزندان و تربیت آنان بود چهار فرزند از آن حضرت به نام‏هاى حسن، حسین، زینب و امّ‏كلثوم علیهم السلام به دنیا آمد از آنجا كه نسل رسول اللّه ص به سبب فرزندان فاطمه حفظ مى‏شد و فرزندان آن حضرت، تنها بازماندگان پیامبرص محسوب

    مى‏شدند، مراقبت از آنان و تربیت شایسته ایشان وظیفه بسیار سنگینى بود او مى‏بایست فرزندى چون حسن تربیت كند كه جانشینى نیكو براى امیر مؤمنان، على ع باشد و پس از او، پرچم امامت مسلمین را به دست گیرد و در این راه، سختى‏ها و دشمنى‏هاى طاقت‏فرسایى را تحمّل كند، و مى‏بایست فرزندى چون حسین بپرورد كه پرچم جهاد را بر علیه ستمگران زمان خود، بلكه بر علیه ستمگران تاریخ برافراشته سازد و در این راه خون خود و یارانش را نثار كند، و مى‏بایست دخترانى چون زینب و ام‏كلثوم را پرورش دهد كه چون كوه در مقابل دشوارى‏هاى روزگار بایستند و به افشاى نقش پلید دشمنان اسلام بپردازند از این رو تربیت فرزندان اگر چه براى همگان وظیفه‏اى سنگین است ولى براى فاطمه س امرى سنگین‏تر و اثرش جهانى و تاریخى است.


زهرا (س) پس از هجرت پیامبر (ص)


از وقتى رسول خدا (ص) وارد مدینه شد، بنا را بر نابودى پایه‏هاى جاهلیّت گذاشت و در صدد تأسیس دولت اسلامى برآمد و از این پس وارد نبرد و جهاد مقدّس اسلامى شد
تمام دوره ده ساله و پرماجراى پس از هجرت، مقارن با زندگى حضرت زهراس بود و او به سبب نسبتش با پیامبر اكرمص و نزدیكى بسیار زیادى كه به آن حضرت داشت، در تمام دشوارى‏ها و تلخى‏هاى این دوره شریك پیامبرص بود او شاهد جهاد رسول خداص و پیامدهاى آن بود او شاهد مجروح شدن پدرش در جنگ اُحد و شكسته شدن دندان آن حضرت بود
حضرت زهراس پس از اتمام جنگ در حالى كه گریه مى‏كرد، خدمت پیامبر اكرمص رسید و به مداواى زخم‏هاى آن حضرت پرداخت على ع آب مى‏ریخت و فاطمهس مى‏شُست و وقتى فاطمهس از بند آمدن خون، مأیوس شد، قطعه حصیرى را سوزاند و خاكسترش را بر زخم نهاد تا خون بند آمد
در جنگ خندق كه پیامبر اكرمص و یارانش به كندن خندق مشغول بودند، فاطمهس در حالى كه قطعه‏اى نان به دست داشت به سوى آن حضرت آمد پیامبرص فرمود این چیست؟ فاطمهس گفت مقدارى از نانى است كه براى پسرانم پخته‏ام و براى شما آورده‏ام رسول خداص فرمود بدان كه این اولین غذایى است كه از سه روز پیش تا كنون، به دهان پدر تو مى‏رسد
فاطمهس این چنین در كنار پدر و همراه آن حضرت در صحنه‏هاى نبرد حاضر مى‏شد و از شدّت سختى‏هاى ایشان مى‏كاست
در سال دهم هجرى، پس از آن كه رسول خداص حجّة الوداع را انجام داد و در غدیر خم جانشینى على ع را پس از خود اعلام نمود و به مدینه مراجعت كرد، حالش دگرگون شد و نشانه‏هاى مرگ در وى آشكار گردید آن حضرت آماده مرگ مى‏شد و به هر مناسبتى، به اهل بیت خویش وصیّت‏هایى مى‏كرد و به زیارت بقیع مى‏رفت و براى مردگان طلب مغفرت مى‏كرد
فاطمهس شاهد این حالات بود و غم و اندوه، روز به روز قلب او را بیشتر مى‏فشرد مریضى پیامبر اكرمص شدّت یافت و به حالت احتضار درآمد على ع سر آن حضرت را به دامن گرفت و در آن حال پیامبرص بى‏هوش گردید فاطمهس به چهره رسول خداص نگاه مى‏كرد و گریه مى‏كرد پیامبرص به هوش آمد و به طور سرّى چیزى به زهراس گفت و آن حضرت دوباره گریست سپس پیامبرص چیز دیگرى به زهراس گفت و آن حضرت خندید حضرت زهراس پس از ارتحال رسول خداص به عایشه فرمود آن وقت كه گریه كردم براى این بود كه پیامبرص خبر از مرگ خود داد و آن‏گاه كه خندیدم براى این بود كه پیامبرص به من خبر داد كه اوّلین كسى كه از اهل بیتش به آن حضرت ملحق مى‏شود من هستم .

کدستان